خرید بک لینک
برایت ایستادم چون چناری در خیابانها که کج شد شاخه های باورم از بادو توفانها عزیزم ماه می میرد دل دریاچه می گیرد اگر لطفی نباشد در دل انبوه انسانها تو بامن آنچنان کردی که چشم غنچه ها خون شد وبغضم هی ترک خورد وترک برداشت ایمانها هزاران مرغ صید وگل به صحرا کشته افتاده مگر آلوده زهرند در این دشت پیکا نه

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 6:47

پلنگ من نگاهش را از آهو بر نمیدارد وآهوی پریشان شانه از مو بر نمی دارد من از لب گفتگو دارم واو از تیزی ابرو کسی خنجر به جای سیب وآلو بر نمی دارد اگر از بانک ملی هم بپرسی با تو می گوید طلا هرگز کسی از کنج پستو بر نمی دارد دلم از تیزی ابروی گل بسیار می لرزد برای این گل من زیر ابرو بر نمی دارد دلی که ع

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 6:47

دوران پادشاهی جسمم تمام شدساقی ! مریز باده که پر گریه جام شد از لشکرغرور ، نه ، یک تن نمانده استآن بارگاه آینه بی بار عام شد بانو ! میا به خلوت بی اعتبار منحتی نگاه عشق به چشمم حرام شد اسبی نمانده است بتازم به نیستیفریاد از این زمانه ! که شاهی غلام شد دنیا مرا کشیده به بند خیال خودآری پلنگ سرکش این

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 10:57

من آرزویی کهنه و نابود بودممن هر چه بودم آدمی محدود بودم آزادیم درحد یک سیگار تلخ استخوشحال رقص حلقه های دود بودم یک فعل لازم از قبیل دل بریدنیک قید ساده در ردیف زود بودم ای کاش فرمانی به دستم داده می شدتا لااقل مجری یک مقصود بودم یا مثل یک سرباز ایرانی زمانیدر ضربه ی شمشیر دشمن خود بودم ای کاش با ا

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 10:57

خستگی این دنیامی شود فراموشم
آن دمی که می افتد کوله بارم از دوشم
مثل بچه آهویی توی خانه می لرزم
ترس سرد قلبم را بشنود اگر گوشم
میکشد به آسانی غصه های سردم را
دانشی که می گیرم از جهان با هوشم
بسکه در دل سردم داغ گفتن شعر است
در میان سرما هم ناشیانه می جوشم
شب که میبرم دردل داغ درد سنگین را
تکه تکه می گرددآسمان تن پوشم
من چگونه ننویسم شعرهای قلبم را
کرده گل غزل وقتی در بهار آغوشم

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 10:57

صفحه بندی